حجاب و پوشش زنان در ایران – قسمت چهارم

پوشش زنان در ایران - قسمت چهارم
پوشش زنان در ایران

استفاده از زیورآلات یا دوختن سکه‌ها و منجوق و پولک به لباس نیز متداول است که در ذیل به طور خلاصه اشاره ای به لباس های محلی ایرانی خواهیم داشت.

پوشاک زنان کرد:

پوشاک زنان کرد از سربند، زیرپوش، پیراهن، نیم تنه، قبا، روپوش، شلوار تشکیل شده است. پوشش سر زنان کرد کرمانشاهى پرپشت و از چندین دستمال بزرگ ریشه‏دار تشکیل شده است. این دستمالها را معمولاً بر دور کلاهکى که گاه شبیه عرقچین است مى‏پیچند، کلاهک ممکن است چند ترک یا بدون ترک و ساده باشد.

لباس آنان نیز شامل زیرپوش یا زیرپیراهنی بلند قد با آستین ساده و مچ دار و پیراهن بلند گشاد، جلیقه که تن‏پوشی بى‏آستین و با قد کوتاه و تا کمر می باشد،نیم تنه که مانند جلیقه کوتاه است و سراسر کناره‏هاى آن داراى نوارهاى الوان و یراق است، قباى بلند، شلوار و روپوش که چادری از پارچه ابریشمى مشکی است و در پیش روى سینه گره مى‏زنند می باشد و پاپوش سنتى آنان همان کفش دستباف رنگین است که به گیوه معروف است.

پوشاک زنان خراسان:

لباس سنتی زنان خراسان شامل پیراهن زنانه معمولاً از پارچه های گل دار نازک دوخته می شد و آن را روی زیر جامه می پوشیدند. پیراهن که تا روی سرین را می پوشاند معمولاً با شلوار پوشیده می شود. پیراهن های زنان روستایی و کارگران معمولاً کرباسی و گشاد بود و پیش از آنکه جوراب های ماشینی به بازار آید جوراب را خود زنان و دختران با میل می بافتند که نخی، پشمی و یا کرکی بود که رنگ های متفاوت داشت و بالاپوش معروف که زنان آن را روی سرمی اندازند و از فرق سر تا پشت را می پوشانند. چادر عبایی از دو قسمت تشکیل می شود: پائین تنه آن مانند دامن بلندی است که با بندی به کمر بسته می شود و بالاتنه آن را روی سر می اندازند بدان سان که سر و بالا تنه را می پوشانید.
زنان کهنسال عرقچین را زیر چارقد به سر می کردند تا ریختگی و کم شدن موی سرشان مشاهده نشود.
«دستمال» پارچه ای است نازک و چهارگوش نخی و یا ابریشمی و معمولی یا زینتی که آن را تا می زنند و به صورت یک نوار یا بند (به عرض ۲ تا ۳ سانتی متر) در می آوردند و روی چارقد برگرداگرد سر می بستند تا چارقد از سرشان نیفتد.

پوشاک زنان گیلان:

پوشاک بانوان گیلک داراى تنوع و جلوه خاصى است. از بین آنها پوشاک زنان قاسم‏آباد، شاخص‏ترین پوشاک از لحاظ تنوع و سلیقه در منطقه است. چارقد زنان این منطقه، تزییناتى از نوارهاى الوان در قسمت جلو دارد و از پارچه مشکى تهیه مى‏شود و با شیوه خاصى به سر زنان بسته مى‏شود.
شلوار زنان گیلان بلند و چین‏دار است. چادر بانوان گیلانى بسیار جالب است. پارچه این چادرها را خود زنان این منطقه مى‏بافند. جنس چادر معمولاً از نخ پنبه و ابریشم است که با نقوش بومى با طرحهاى بسیار زیبا بافته شده است.
کلاه خانمهاى کوهپایه کوهستان مانند کلاه زنان کرد عرقچین است و اغلب از پارچه‏هاى سوزن‏دوزى تهیه مى‏شود.

پوشاک زنان مازندران:

سربند که به شکل سه‏گوش و سفید تهیه مى‏شود، روسرى پارچه‏اى است چهارگوش و معمولاً به رنگ سفید که آن را به صورت دولا بر سر مى‏گذارند و دو طرف آن را در زیر گلو سنجاق مى‏زنند و یا با منجوق زیوردار، بند مى‏کنند، پیراهن با آستین بلند ، جلیقه، شلیته کوتاه و پرچین، شلوار ساده، جوراب پشمى، کفش و چادر مى‏باشد.

پوشاک زنان آذربایجان شرقى:

پوشاک زنان این دیار شامل سربند، روسری، پیراهنهایی شبیه زنان بختیارى و زیرپوش آنها مانند پیراهن بانوان کرد است، جلیقه ساده و سکه دوزی شده، شلوار ساده و بلندو کفش می باشد.

پوشاک زنان بختیارى:

بختیاریها در لرستان زندگى مى‏کنند. بنابراین تحت تأثیر آداب و رسوم لرى هستند و پوشاکشان به لرى نزدیکتر و شبیه‏تر است.
چادر بانوان بختیارى مشخص‏کننده پوشاک زنان بختیارى است که از جنس پارچه تورى و گاه مزین به تارها و نقشها و حاشیه‏هاى زرین است. حاشیه و کناره‏هاى چادر زنان بختیارى اغلب به وسیله زر و زیور و سکه‏هاى مختلف تزیین مى‏شود. پوشش زن بختیارى آمیخته‏اى از پوشاک همسایگان خود بویژه اصفهانیها است.
نوع ترکیب رنگها و شکل هندسی مردمان سرزمین چهارمحال و بختیاری برگفته والهام گرفته از طبیعت است و این نوع لباس آینه‌ای‌بر باور اعتقادی، صنعت و هنر آنهاست و علاوه بر خوداتکایی اقتصادی و تولید آفرینش هنر و صنایع دستی است.
لباس کار ولباس رسمی مردان و زنان و کودکان بختیاری در شکل، فرم،اجزا و کیفیت نیز متفاوت است، مانند نمونه رنگ کلاه برای کودکان، برای شادی، برای چوپانان رنگ روشن وبرای مجلس رسمی نیزازکلاه نمدی تیره استفاده می‌شود.

پوشاک زنان قشقایى:

پوشاک قشقایى‏ها مشخص، متنوع و مختص قشقایى‏ها مى‏باشد. پوشاک زنان قشقایى بسیار موقر، باشکوه و مجلل است. پوشش زنان قشقایى مانند پوشاک بختیارى‏ها رنگین، بانشاط و ساده وشامل کلاهکی نظیر کلاهک زنان بختیارى، روسرى که پارچه‏اى سه گوش و لچکى بزرگ مى‏باشد، پیراهنی داراى دامن بلند، نیم تنه نواردوزى شده،شلوار گلدار و پاپوش.

پوشاک زنان بلوچ:

مردم سخت‏کوش این سامان داراى قبایل بسیار است. هنر سوزن‏دوزى زنان این خطه بى‏نظیر است. پوشاک عمده زنان بلوچ از سربند که از پارچه یا مخمل تهیه مى‏شود و کلاهکى شبیه نیم‏تاج روى آن قرار مى‏گیرد، پیراهن که غالبا در قسمت سینه و سر دست سوزن‏دوزى بسیار زیبایى مى‏شوند، شلواری با دم پای تنگ و سوزن دوزی شده، قبایی به شکل راسته و ساده با آستینهاى بلند و یقه گرد و در روى همه پوشاک خود چادر تشکیل مى‏شود.

پوشاک زنان ترکمن:

ایلهاى ترکمنى پوشاک تزیین شده و زیبایى دارند. از لحاظ برش ساده اما چشمگیر است. زنان ترکمن عموما هنر قالى‏بافى داشته و مهارت خاصى در زمینه هنرهاى قالى‏بافى و سوزن‏دوزى دارند. پوشاک این زنان هنرمند از کلاهی به شکل استوانه و نسبتا بلند که روى آن را اغلب از پارچه ساده و ابریشمى به رنگ قرمز با دنباله چین‏دار و بلند مى‏پوشانند، پیراهن با برشى ساده، شلواری که دم‏پاى آن از قسمت مچ تنگ‏تر است و قباى سوزن‏دوزى شده بلند، روسرى ابریشمى بزرگ، جوراب پشمى و کفش تشکیل یافته است.

پوشاک زنان خوزستان:

امروزه مردم این سرزمین از پوشاک معمولى استفاده کرده و از خود پوشاک مشخصى ندارند. پوشاک روستاییان و ایلهاى این ناحیه مخلوطى از پوشاک کردها، لرها، بندریها و اعراب مجاور است. زنان خوزستان به دلیل گرماى زیاد این منطقه از پوشاک معمول مردم و از یک پیراهن بلند و گشاد و شلوار و سربند محلى استفاده مى‏کنند. پوشاک زنان بندرى

پوشاک ساحل‏ نشینان جنوب کشور به پوشاک بندرى مشهورند.

پوشاک ساکنین این منطقه غالبا دستخوش سلیقه‏هاى مختلف بوده است. زنان بندرى در جنوب ایران داراى پوشاک سبک‏وزن و چادر تورى سیاه می باشند. پوشاک زنان بندرى از هفت یا هشت تکه لباس تشکیل شده است که شامل سربند که پارچه‏اى است سه گوش آستردار در رنگهاى مختلف که بر سر مى‏نهند، روسرى از تورى و به شکل مستطیل از رنگهاى مشکى و بنفش ساده یا داراى گلهاى زرکوب که در زیر سربند روى سر گذارده مى‏شود، پیراهن ساده و راحت تا حوالی زانو با آستنیهای فراخ و راسته، شلوار با دم پای تنگ، کفش از نوع صندل که تسمه این کفشها در لاى انگشتان قرار مى‏گیرد، چادرهاى تورى، روشن، گلدار و یا تیره زیوردار و نقاب از جنس پارچه مشکى یا چرمى ظریف به شکل نیم دایره و به اندازه پهناى صورت مى‏باشد.

خلاصه:

بنابر آنچه گذشت، به شهادت تاریخ و بر طبق سخنان مورخان و تمدن نگاران حیات بشری، بندرت می توان اقوام یا قبایلی را یافت که در آن، زنان دارای پوشش کامل نبوده یا اصلا پوششی نداشته اند. پوشش زنان تحت عنوان قدمتی بس طولانی داشته و در میان اکثر قریب به اتفاق ملل و نحل با اختلاف مناطق جغرافیایی وجود داشته است.
بعلاوه در کلیه ادیان تاکید بر وجوب حجاب دیده میشود. این مطلب نشانه ای بس قوی بر فطری بودن پوشش و تحکیم آن از طرف دین و عقل و عرف جوامع بشری می باشد.
بدون تردید جهان بینى و انسان شناسى هر فرهنگ و مکتب، نقش اساسى و مهمّى در انتخاب نوع و کیفیت پوشش دارد و انسانها به وسیله نوع پوشش بخشی از هویت خود را عرضه می نمایند.
در ایران نیز پیوندی عمیق با حجاب، به معنای پوشش کامل و زیبایی شناسی و زیبایی دوستی دارد. سرزمین ایران سرآمد زیبایی ها و ظرافتهاست، مردم ما حاصل فرهنگی عمیق و ریشه دار، با آمیزه ای از دین و تاریخ هستند. هر اندازه فرهنگ و هنر یک سرزمین با بنیانهای اعتقادی و فکری و دیرپای ملتی مرتبط باشد، برعمق عظمت حس زیبایی شناختی مردم آن سرزمین تاثیر می گذارد.
اگرچه پوشیدن لباس برای جلوگیری از سرما و تابش آفتاب یا به منظور ستر و پوشش بدن است، اما نوع آن معرف قومیت، شخصیت و منزلت اجتماعی افراد جامعه است.
از بدو حضور اقوام آریایی در ایران زنان پوشش کامل و چادر ویژه داشته اند. در ۱۳۵۰ قبل از میلاد به شهادت آثاری که از تمدن ایلامی به دست آمده، ایرانیان «لباس کامل» به تن می کرده اند.
در دوره مادها، پارس ها، اشکانیان، ساسانیان، صفویان و زندیه همچنان حجاب زنان با پوشش کامل وجود داشته است.
از نظر تاریخی، شکل نوین پوشش تحت عنوان بی‏حجابی از قرن نوزدهم آغاز شد. پس از رنسانس و انقلاب علمی صنعتی، به ویژه پس از جنگ جهانی دوم، به تدریج زمینه لازم در اروپا فراهم گردید و با وقوع نهضت ‏به اصطلاح آزادی زنان، کنار گذاشتن حجاب مورد تشویق و تکریم قرار گرفت.
در زمان رضا شاه که پوشاک ادامه دوره قبل بود، بیشتر زنان اعیان و اشراف لباس های اروپایی به تن می کردند اما هنگام خروج از منزل روی آن چادر می پوشیدند. اما به دنبال سیاست مدرن سازی کشور، رضاشاه (۱۳۱۴٫ ش)دستور کشف حجاب را صادر کرد.
دفاع از ارزشهای اسلامی در برابر انواع تهاجم و تسلط فرهنگی غرب و افکار روشنفکر مابانه ای که روز به روز بیشتر منجر به کمرنگ شدن روحیه تدین در جامعه می شد و با روحیه و تمدن کهن ایران زمین تناسب نداشت، با مبارزات وقفه ناپذیر و مستمر روحانیت عظیم الشان به رهبری حضرت امام خمینی(رضوان الله تعالی)مواجه شد که از همان ابتدا با هدایت روشنفکرانه و رهبری خردمندانه خود، موجب حضور فعال و پرثمر زنان انقلابی ایران در تمامی صحنه ها گردیدند.
درایران امروزی اقوام مختلف ایرانی با توجه به فرهنگ ها و آداب و رسوم خاص خود دارای لباس های مخصوصی هستند.
زنان ایرانی ضمن رعایت پوشش کامل اسلامی نه تنها محدودیت و مشکلی در پذیرش نقش های اجتماعی و مشاغل گوناگون ندارند بلکه در پرتو آرامش و امنیت ناشی از حفظ حجاب، به کار و فعالیت می پردازند.
امید است با آموزش و انتقال موثر فرهنگ ایرانی اسلامی به نسل فعلی و آتی شاهد رشد روزافزون حضور زنان در جامعه و ارتقا و رشد فردی و اجتماعی زنان باشیم و این فرهنگ و پذیرش آن را در تمام جهان شاهد باشیم.

فهرست منابع:

  • آصفی، محمد مهدی. ۱۳۸۰٫ دنیای اسلام و تهاجم فرهنگی غرب. تقی متقی مترجم. تاریخ انتشار اثر به زبان اصلی ۱۳۱۷٫ دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم. قم
  • ، سفر پیدایش، باب ۲۴، آیه ۶۴ و۶۵
  • جعفریان، رسول. ۱۳۸۳٫ داستان حجاب در ایران پیش از انقلاب. مرکز اسناد انقلاب اسلامی. تهران
  • حداد عادل، غلامعلی. ۱۳۸۲٫ فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی. سروش. تهران
  • دورانت .ویل. تاریخ و تمدن. ترجمه احمد آرام و دیگران.تهران. عصر ایمان. انتشارات علمی فرهنگی
  • دورانت .ویل. لذات فلسفه. ترجمه عباس زریاب.
  • دومین نمایشگاه تشخص و منزلت در نظام اسلامی، اجمالی بر پوشاک زنان محلی ایران
  • راسل، برتراند. زناشوئى و اخلاق.
  • فتاحی زاده، فتحیه. ۱۳۷۹٫ حجاب از دیدگاه قرآن و سنت. مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم. (حجاب در ادیان. تعریف واژه های مربوط به حجاب.
  • اهمیت عفاف. حجاب و امنیت. فلسفه پوشش. کیفیت پوشش. حضور زنان در اجتماع. شماره کتاب خانه شورای زنان( bp/230/17/3 1373)
  • شهشهانی، سهیلا. ۱۳۷۴٫ تاریخچه پوشش سر در ایران. موسسه انتشارات مدبر. تهران
  • صدر. حسن. (۱۳۵۷). حقوق زن در اسلام و اروپا. تهران. جاویدان.
  • ظفیرالدین، محمد. ۱۳۸۰٫ حجاب و عفت از دیدگاه اسلام. ترجمه عبدالهادی گمشاد زهی. موسسه فرهنگی مکی
  • عسگریان، کبری بررسی ملاک انتخاب پوشش در تعالیم اخلاقی اسلام در آیات و روایات. دومین نمایشگاه تشخص و منزلت زن در نظام اسلامی.
  • عسگریان، مرضیه. بررسی رابطه پوشش و زمینه های علمی و فلسفی در گزینش نوع پوشش. دومین نمایشگاه تشخص و منزلت زن در نظام اسلامی.
  • علیپور باغبان نژاد، یوسف. رضایی، اصغر. ۱۳۸۳٫ حجاب آزادی یا اسارت. احرار. تبریز
  • کامرانی، اشرف الملوک. ۱۳۸۴٫ سیمای حجاب. نقش نگین. اصفهان
  • کیوان شکوهی، کیوان. پوشاک اقوام مختلف.
  • محمدی آشنایی، علی. ۱۳۷۳٫ حجاب در ادیان الهی. اشراق. قم
  • محمدی، علی. (۱۳۷۲). حجاب در ادیان اله. قم. اشراق.
  • مرکز بررسی اسناد تاریخی. ۱۳۷۸٫ تغییر لباس و کشف حجاب به روایت اسناد. مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات. تهران
  • مطهری، مرتضی. (۱۳۷۹). مساله حجاب.تهران. صدرا.
  • میرزایی، منصور. ۱۳۷۷٫ شبیخون فرهنگی. احرار. تبریز
  • واحد تحقیقات موسسه فرهنگی قدر ولایت. ۱۳۷۳٫ موسسه فرهنگی قدر ولایت

ادامه مطلب:

حجاب و پوشش زنان در ایران – قسمت اول

حجاب و پوشش زنان در ایران – قسمت دوم

حجاب و پوشش زنان در ایران – قسمت سوم

منبع:وومن گاورمنت

1 دیدگاه برای «حجاب و پوشش زنان در ایران – قسمت چهارم»

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *