تنبیه و زیانهای آن

و زیانهای آن

زیانهای تنبیه عبارتند از:

شکستن شخصیت: تنبیهات چه بصورت بدنى و چه روانى از قبیل سرزنش‌ها، عتاب‌ها، تحقیرها، محرومیت‌ها و… شخصیت افراد را خرد مى‌کند و آنها را تدریجاً به سوى خمودى و انزوا و گاهى هم فساد شخصیت مى‌کشاند.

بى‌اعتمادى به مربیان: تنبیه سبب آن خواهد شد که اعتماد کودک از والدین و مربیان سلب شود و آنها را افرادى زورگو و متجاوز و یا غیر عادل و ستمکار بحساب آورد. کودکى که از والدین ومربیان کتک خورده نمى‌تواند نسبت به حسن‌نیّت و قابل اعتماد بودن آنها اعتقاد داشته باشد.

این احساس در کودکان کم سن‌تر بیشتر پدید مى‌آید بویژه به ‌هنگامى که ندانند چرا تنبیه شده‌اند و علت کتک‌خوردنشان چه بوده است. آنها گمان دارند که والدین و مربیان از قدرت خود سوءاستفاده کرده و محبتشان دروغین است.

ایجاد زمینه براى ‌ها: آرى تنبیه ممکن است جلوى سربهوائى کودکان را گرفته و بطور موقت آرامش و سکون را در محیط شلوغى که او ساخته فراهم آورد. ولى این امکان را هم پدید مى‌آورد که قدرت عمل و ابتکار را هم از دست مربّى خارج سازد.

پیدایش و اضطراب: تنبیه در مواردى امکان دارد زمینه‌ساز ترس و اضطراب کودک گردد. اما ترس کودک از والدین و مربیان سبب آن خواهد شد که طفل همه گاه بکوشد از آنان دور شده و کناره‌گیرى کند. و اما اضطراب سبب آن خواهد شد که قرار و آرام از کودک سلب شده و توان کار و تلاش ازاو گرفته شود. در چنان صورتى طفل وضعى عادى و رفتارى سازگارانه نخواهد داشت. در کل به این نکته باید تکیه کرد که نا بسامانى‌هاى روانى ناشى از ترس و اضطراب، احساس ناامنى‌ها اثرات ناگوارى بر زندگى کودک دارد. وضع حال و آینده او را دچار اختلال خواهد کرد.

تسلیم و بردگى: البته این امکان هم وجود دارد که تنبیه سبب تسلیم کودک گردد و او را بشکند. در چنان صورتى هم مربى موفق نخواهد بود. زیرا در چنان صورتى طفل دائماً درصدد مخفى کارى و چاره‌جوئى براى نجات است.

تسلیم ناشى از زور غیر از تسلیم ناشى از منطق و استدلال است. بهنگامى که طفلى وجداناً قانع و تسلیم گردد در پى اجراى دستورات و راهنمائى‌هاى مربى است ولى بهنگامى که آن را ناشى از زور و اعمال قدرت بداند سعى خواهد کرد بنحوى از دستورات طفره رود.

از سوى دیگر این نکته را باید متذکر شد که چه فایده که کودکى بخاطر ترس از تنبیه مطیع شده و با عبودیتى کورکورانه تسلیم آنها گردد. چنین امرى با شئون انسانى انسان سازگار نیست. آنکس که عادت کند تسلیم زور گردد زندگى بعدیش نیز دچار مخاطره خواهد شد.

جرم و تبهکارى: بررسى‌ها نشان مى‌دهند که تنبیه در مواردى عاملى براى جرم و تبهکارى فرد شده و زمینه‌ساز تحویل عناصر تبهکار به جامعه خواهد شد. براساس بررسى‌ها و تحقیقات بسیارى از افرادى که تن به جرائم و تبهکاری، در سنین بعدى زندگى مى‌دهند و یا افرادى بى‌بندو بار و لاابالى بار مى‌‌آیند از کسانى هستند که در گذشته مورد تنبیهات سخت قرار گرفته و بر اثر خشونت‌هائى که دیده‌اند عقده‌اى بار آمده‌اند.

بد آموزى‌ها: تنبیهات بویژه در مواردى که براى کودک علتى روشن و توجیه شده نباشد مى‌تواند درس بدى براى کودکان بحساب آید. این درس بدآموز به این صورت است که منطق زور و اعمال خشونت را در آنان تقویت مى‌کند و آنان را به آزاررسانى سوق مى‌دهد.

کودکانى هستند که دعوائى بحساب مى‌آیند و هرآنگاه که با کودکان ضعیف‌تر از خود برخورد کرده‌اند سر از ستمکارى درآورده و به اعمال قدرت پرداخته‌اند. این رفتار از یکسو ناشى از درس ناردستى است که از والدین و مربیان گرفته‌اند و از سوى دیگر وسیله‌اى است براى عقده‌تکانى و نجات دادن خود از احساس فشارى که در درون دارند.

آسوده کردن ناصواب وجدان: کودکى که جرمى مرتکب شده و بدنبال آن مورد تنبیه قرار گرفته خود را در رابطه با آن جرم برئ الذّمّه مى‌بیند. وجدانش راحت است از آن بابت که کار بدى کرده وعقوبت خود را یافته است. و این امر نوعى معامله را در امر گناه در فکر او مستقر مى‌سازد و وجدان او را مى‌کشد.

بعدها که باز هم هوس همان لغزش و اشتباه را بکند مى‌تواند با جرأت در آن وادى وارد شده و از هم‌اکنون پیش‌بینى وضع خود را داشته باشد. مى‌داند در ازاى فلان لغزش چه عقوبت و دشوارى براى او مطرح است و به معامله با والدین و مربیان مى‌پردازد! جرم از او، تنبیه از آنان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.